|
سلام
خواهش میکنم از دستم ناراحت نشید باور کنید من کسی رو خبر نکردم
اگر برا کسی کامنت گذاشته باشم برا اپ قبلیم بود که رفتم خبرش کردم
اگه خبر نکردن من باعث دلخوریه کسی شد من الان اومدم که عذر خواهی کنم،الانم نميتونم خبرتون كنم شرمنده(بهتره بحث همین جا تموم شه)
امروز امتحان زبان داشتم،چشمتون روز بد نبينه هرجا ميرم اين كنكور بدبختو ميزنن تو سرم،اخه راست ميگن،من كه خبر دقيق ندارم ولي اونطوري كه گوشاي من ميشنوه يكي ميگه امثال من كنكور ندارن(يعني از متولد ۷۲ به بعد)البته ميگن سال نود به بعد كنكور حذف ميشه ولي منه بدبخت، شدم موش ازمايشگاهي يه موقع ميگن كنكور نداري يه موقع ديگه ميگن كنكور داري
من به كدوم ساز برقصم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اخه ميدونين بدبختي چيه؟الان ميگم:
بدبختي اينه كه من اگه كنكور داشته باشم پس از همين الان بايد شروع كنم،اگه كنكور نداشته باشم بايد بچسبم به كتابام تا معدلم خداي نكرده نره رو خط قرمز حالا اگه من كاره اولو انجام بدم تمام تابستونو زمستونم ميشه درس بعد فرض كنيد كنكور حذف شه اون وقت من چه حالي پيدا ميكنم
در مورد كاره دوم هم مثل مثال بالاي ميشه
خلاصه من الان لب مرز واستادم تا يه بنده خدايي بياد تكليف منو معلوم كنه
بگذريم...
امروز رفتم چشم پزشكي،واسه اينكه زياد رو كامپيوتر ميشينم سردرد و چشم درد گرفتم،حالا رفتم دكتر و از اونجايي كه ژن عينكي بودم تو خانواده محترم ما هست پس احتمال ميدادم عينكي شم،اما رفتم تو اتاق دكتر،دكتره گفت چته گفتم قضيه اينطورياست بعد از معاينات دقيق گفت عينكي نميشي
ولي نميدونم چرا اصرار داشت بگه چشام يه چيزيشه بعد كه همه چي رو درست و ترو تميزو بدون اشتباه گفتم بهم گفت دختر مرض داري پول ويزيت اضافه ميدي واسه هيچو پوچ تو كه هيچيت نيست...
خلاصه عينكي نشدم،يادمه يه زماني دوست داشتم عينكي شم بعد كه يه ذره پا به سن گذاشتم نظرم تغيير كرد.
اين بود شرح وقايع امروز كه در رابطه با من رخ داد...
دوستون دارم بازم شرمنده خبرتون نكردم    
|